مثبت اندیشی

چگونه باورهایمان را تغییر دهیم؟راه کار دقیق

ذهن شما اهمیتی به باورهای دروغ نمی دهد همچنین اهمیتی نمی دهد که دروغ در مورد چیزی بسیار اساسی در مورد هویت شما است.اگر در تغییر باورها ناموفق بوده اید به این دلیل است که احساسات این هویت جدید در سطح ناخوداگاه ذخیره نشده است.

ایا فکر می کنید با داشتن هوش بینهایت و یادگیری همه آموزشها ، تغییر باور امری آسان است ؟ اگر اسان بود ما هر باوری را میتوانستیم بدون اینکه ان باور دوباره خودش را نشان بدهد تغییر دهیم ولی با این وجود ، گاهی اوقات یک فکر یا باور به سرعت تغییر می کند. شاید برخی از باورها به آسانی تغییر کنند و برخی دیگر سخت تر .

چرا برخی اسان و برخی سخت تغییر میکنند؟ اگر تکنیک های خاصی برای تغییر برخی از باورها کار کند ، اما برای باورهای دیگر کار نکنند چه؟

آیا ممکن است برخی از باورها مانند پیچ و پیچ و مهره هایی باشند که به صورت معکوس بسته می شوند؟ بیشتر آنها با یک چرخش به سمت چپ باز می شوند ، آیا برای برخی از باورهای دیگر باید انها را به جهت معکوس بچرخانید تا تغییر کنند؟

در ادامه پاسخی به این سؤالات و خلاصه چگونگی تغییر باورهای آورده شده است.

چگونه می توانید یک باور را به روشی تغییر دهید که اثر بخش باشد؟

اولین قدم برای تغییر یک باور ، درک ساختار آن و آنچه باعث می شود ما اینقدر به آنها متصل شویم است. در اینجا باورهایی وجود دارد که ممکن است تمایل داشته باشید انها را تغییر دهید؟

  • افراد دیگر خیلی احمق هستند – داوری که تمایل به ایجاد درگیری دارد.
  • من دوست داشتنی نیستم –  داوری خود که احساس ناخوشی را ایجاد می کند.
  • او خیلی احمق است  – می تواند خشم ، نارضایتی ، ناامیدی را ایجاد کند.
  • دیگران من را تائید نمیکنند من خودم را دوست ندارم  – ناامیدی و شرم را ایجاد میکند.
  • من نباید این کار را می کردم – گناه ، خجالت را ایجاد میکند.

اولین چیزی که باید به آن توجه کنید این است که این باورها احساساتی را شناسایی میکند که اغلب با این نوع باورها مرتبط است زیرا معمولاً یک ایده یا فکر به خودی خود احساس بدی ایجاد نمی کند. زمانی است که یک فکر برای تبدیل شدن به یک باور تقویت شده است ما احساسات قوی در مورد ان فکر داریم و این احساسات است که باعث بدبختی یا خوشبختی ما شده است. یک فکر به خودی خود فقط مفهومی است به شکل یک جمله ، جمله ای که می توانیم با عقل خود ان را دستکاری کنیم و ما می توانیم بدون هیچ مشکلی یک فکر را انتخاب کرده یا در لحظه ان را رها کنیم.

به عنوان مثال ، می توانیم درباره لباسی که خودمان یا شخص دیگری می پوشد فکر کنیم و بدون اینکه احساسات زیادی داشته باشیم که خوب به نظر می رسد یا نه ، فکر کنیم. اما اگر ما وارد یک جلسه بزرگ بیزینسی شویم و شلوار جین پوشیده باشیم در حالی که دیگران در لباس های رسمی هستند چه می شود؟ “افکار” ما درباره آنچه پوشیده ایم احساسات سنگینی به همراه دارند و این دیگر یک فکر ساده نیست که بتوانیم به راحتی با عقل خود را رها کنیم یا تغییر دهیم.

در ادامه بخوانید:  مثبت‌اندیشی چطور می تواند در رفع اضطراب و استرس شما تاثیر بگذارد ؟

ممکن است درباره آنچه مردم درباره ما فکر می کنند فکر کنیم.
ما به احتمال زیاد احساسات قوی تولید میکنیم زیرا اعتقادات ما می گویند آنها ما را قضاوت میکنند.

ما به سرعت درگیر باورهای عاطفی می شویم افکاری مانند:

“من احمق هستم (احساس بی ارزشی). من نباید دعوت را قبول میکردم (احساس احمق بودن). همه در اینجا به من خیره می شوند (احساس قضاوت شدن)، من باید به خانه برگردم و لباسم را عوض کنم (شک به خود و ناامنی درباره یک تصمیم). این در نظر مدیران بد به نظر می رسد (احساس فرومایگی و پستی). من دیگر ترفیع نمیگیرم (ترس از دست دادن). این پایان شغلی من است (احساس عذاب و ناامیدی) “.

نکته مهم درباره همه این افکار و باورهای عاطفی این است که آنچه پوشیده اید تغییر نکرده است از انجا که وقتی لباس پوشیدید باور داشتید که لباسهایتان کاملاً خوب است اما ناگهان با نگاه کردن به لباسهای یکسان جمعیت با باوری متفاوت احساسات زیادی را به وجود آوردید.

مؤلفه قدرتمندی که هنگام تغییر یک باور باید در نظر بگیریم این است که باید احساسات مربوطه را تغییر دهیم “فکر” در ذهن ما فقط یک چیز مفهومی است و عقل ما می گویید که باید به راحتی و به سرعت تغییر کند با این وجود ، تغییر احساسات وابسته به باور نیاز به رویکردی متفاوت دارد. احساسات حرکت نمی کنند ، از بین می روند و از طریق عقل ما هم تغییر نمی کنند قدرت احساسات مرتبط با یک باور اختلاف بین باور “آسان” برای تغییر و باور “سخت” برای تغییر است. تغییر بعضی از اعتقادات سخت تر است زیرا دلبستگی های عاطفی بسیار قوی تری به انها متصل است.

تغییر باور

هویت بخشی از یک باور است.

فرض کنید در گفتگوی منفی شما چنین افکاری وجود دارد مانند: “من احساس می کنم بازنده هستم” آنچه ذهن ما با این نوع فکر انجام می دهد ، ساختن یک داستان ذهنی است به نوعی یک فیلم ذهنی بسیار کوتاهی را در ذهن ما پخش میکند و در آن فیلم ذهن ما تصویری از خودمان را به عنوان شخصیت بازنده نمایش می دهد ، این شخصیت یک ویژگی دارد ، “بازنده” برای آن لحظه این فیلم تمام هویت شماست. آن فیلم که این یک نسخه از شما است و بر اساس یک ویژگی منفی است و این یک تصویر کاملاً تحریف شده است.

در آن لحظه شما هیچ ویژگی دیگری ، هیچ تاریخی و هیچ ویژگی دیگری ندارید که این تصویر را تصحیح کند. این یک تصویر نادرست است ، اما به دلیل این که تخیل در یک ویژگی تثبیت می شود و آن شخصیت را برای شما اغراق می کند و در لحظه به صورت واقعی پذیرفته می شود و البته ممکن است به نظر واقعی برسد زیرا با احساساتی که در آن لحظه احساس می کنید هماهنگ است.

این هویت دورغی یک تصویر ذهنی کاذب است ، اما ما متوجه دروغ ان نمی شویم.

بخشی از این فیلم را که نمی بینیم این است که در حافظه ناخوداگاه ما بایگانی شده است. ذهن ما به تمام خصوصیات و مشخصات دیگر ما اعتبار نمی دهد زیرا روند ذهنی ما نگران این نیست که باید تمام تجربیات و دستاوردهای قبلی ما را بازخوانی کند تا تصویری درست و حقیقی از خودمان را نشان دهد.

در ادامه بخوانید:  10 روش کاربردی برای مقابله با تأثیرات سمی منفی بافی

ذهن ما در تلاش برای توضیح احساسات فعلی است و یک فیلم ساده را برای لحظه فعلی ساخته است. ذهن ما هویت “بازنده” را با تمام خصوصیات خوب و سخاوتمندانه ما به طور عادلانه و متناسب کنار هم قرار نمی دهد در واقع ذهن فقط هویت بازنده را هویت ما می داند. وقتی ذهن ما فیلم “بازنده” را درون ذهن ما پخش میکند آن را به عنوان کل هویت ما در نظر میگیرد و نه تنها این را هویت ما میداند بلکه هویت “بازنده” را همان چیزی می داند که همیشه بوده ایم و همیشه خواهیم بود هر وقت به گذشته نگاه می کنیم و لحظات “بازنده” بودن را به یاد می اوریم ، حافظه ما شخصیت “بازنده” را فراخوانی می کند تا در حافظه و تخیل ما ظاهر شود. کلمه دیگر برای این تصویر نادرست از هویت Ego” – ایگو”  است.

با این هویت نادرست ان را به تصویری منفی از خود واقعیمان تبدیل میکنیم و هر بار که به آن فکر می کنیم احساسات منفی زیادی را به وجود می آوریم در طی این فرایند ما به طور ناخودآگاه احساساتی ایجاد میکنیم و متوجه نمی شویم که ذهن ما این هویت را ذخیره کرده است.

تغییر باور

ذهن شما اهمیتی به باورهای دروغ نمی دهد همچنین اهمیتی نمی دهد که دروغ در مورد چیزی بسیار اساسی در مورد هویت شما است.

این تصویر نادرست از هویت ، بخشی از اعتقاد شما است. در فرآیند تغییر باور شما باید هویت خود را تغییر دهید. از آنجا که هویت کاذب شما بخشی از خاطرات شما است ، وقتی یک باور را تغییر دهید خاطرات عاطفی را نیز تغییر خواهید داد. یکی از راه هایی که می توانید این کار را راحتر کنید این است که احساس دیگری از هویت خود که میتوانید با ان ارتباط برقرار کنید داشته باشید و  اگر شما یک تصویر ذهنی از هویت دیگری را ندارید بنابراین این روند نیازمند ایجاد کردن یک احساس متفاوت از شخصیتی که می خواهید است.

اگر در تغییر باورها ناموفق بوده اید ، به این دلیل است که احساسات این هویت جدید در سطح ناخوداگاه ذخیره نشده است. برخی از افراد سعی می کنند با عبارت های تاکیدی مانند “من شخص باهوش و موفق هستم” این هویت را تغییر دهند. این روش مشکلات بسیاری به همراه دارد یکی از این مشکلات این است که ساختار اعتقادی فعلی شما هویت شما را شکل داده است زیرا به محض گفتن این جمله بخشی از ذهن شما یا خوداگاه این جمله را می گویید که “من خیلی احمق هستم” و این تاکیدات مثبت را قبل از اینکه وارد ناخوداگاه شوند رد می کند.

در حال حاضر فقط این را می گوییم که تغییر نگاهمان در مورد هویت کاذب یکی از مراحلی است که باید برای تغییر یک باور لحاظ شود وقتی این هویت را رها کنید ، چیزهای نادرست از زندگی شما از بین خواهند رفت به نوعی شما هویت خود را از دست نخواهید داد بلکه شخصیت دروغین خود را از بین می برید و به شخصیت واقعی خود نزدیک خواهید شد پیشنهاد می کنیم به البوم های صوتی در حوزه دلخواه خود گوش کنید تا درک تجربی از این موضوع داشته باشید.

ایمان – چسبی که باورها را در کنار هم نگه می دارد.

در ادامه بخوانید:  مثبت اندیشی چیست؟

ایمان نوعی قدرت شخصی است که در افکار یا عقاید سرمایه گذاری می شود و این افکار ما هستند که به باور تبدیل می شوند. وقتی کاملاً نسبت به چیزی باور پیدا کرده اید و یا نسبت به آن اشتیاق دارید ، نوعی انرژی وجود دارد که در درون شما جاری می شود و هر گونه اندیشه متناقض با ان را از ذهن دور نگه می دارد.

وقتی “متقاعد شویم” که ما یا شخص دیگری کاری “احمقانه” یا “اشتباه” انجام داده ایم ، آن نیروی ایمان دیدن ان اتفاق را به روش دیگر دشوار می کند و نقطه مقابل این انرژی شک و تردید است. وقتی دچار تردید می شویم ، به آنچه به خودمان می گوییم یا آنچه دیگران به ما می گویند به روش های مختلف نگاه میکنیم در واقع ما از همه زوایا به آن نگاه می کنیم و گزینه های دیگر را هم در نظر می گیریم.

اگر این باور را داریم که احمق هستیم یا فکر دیگری که با این احساسات هماهنگ است به این دلیل است که ما روی ایمان این تصویر “احمق” بودن سرمایه گذاری کرده ایم. تصویر دروغین ما به عنوان یک شخص احمق با استفاده از این انرژی چسبنده ایمان به ما وصل شده است و وقتی سعی می کنیم آن را انکار کنیم یا آن را از بین ببریم ، به دلیل این ایمانی که به این شخصیت دروغین داریم به نظر می رسد در این کار ناموفق هستیم.

یکی از کلیدهای تغییر باورها این است که ما باید این پیوندهای ایمانی را که ما را به افکار دروغین و هویت های دروغین متصل کرده ایم را بشکنیم. باورهایی که در ذهن شما با اندکی ایمان (چسب) در ذهن شما نگه داشته می شوند ، آسان تر از شکستن باورهایی است که روی آنها ایمان زیادی سرمایه گذاری کرده اید. توانایی شما در تغییر باور به مهارت شما در شک و تردید به شنیده های قبلیتان و همچنین توانایی شما در هدایت قدرت ایمانتان بستگی دارد. شک و تردید شما نسبت به آنچه به آن اعتقاد دارید و قدرت شخصی شما ، دو عامل هستند که روی زمان تغییر باور اثر می گذارند.

مراحل تغییر یک باور

  1. از قسمت های مختلفی که یک باور تشکیل شده است آگاه شوید.
  2. احساسات مربوط به آن عقاید را رها کنید.
  3. چشم انداز خود را تغییر دهید تا بتوانید هویت دروغین را ببینید.
  4. پیوندهای ایمانی را که یک ایده یا اندیشه را قدرتمند می کنند بشکنید.

این لیست پیچیده یا طولانی نیست ، اما باید برای هر باور اجرا شود. از آنجا که ممکن است اعتقادات بسیاری داشته باشیم ، همانطور که توسط افکار منفی متعددی نشان داده شده است این روند باید تکرار شود و در آغاز کار ذهن آگاهی ممکن است بسیار کند و دست و پا گیر به نظر برسد و این طبیعی است زیرا شما برای اولین بار در حال تغییر دیدگاه و آزاد کردن احساسات هستید. طبیعی است که هنگام یادگیری مهارت های جدید ، احساس ناسازگاری کنید با این حال ، هر چه بیشتر تمرین کنید ، این کارها طبیعی می شوند و شما آنها را با سهولت انجام می دهید نکته مهم این است که کار را برای توسعه این مهارت ها انجام دهیم تا تغییر باورها آسان شود.

منبع: مانی ام اس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا